یادت باشه اونه همیشه می گفت آینده و نقطه اشتراکی وجود نداره اما تو از جدایی می ترسیدی و هیچ تصوری از آینده نداشتی
یادت باشه از صمیم قلب دوستش داشتی اما اون اینجور نبود
یادت باشه فکر می کردی فقط اون رو داری اما اون مثل تو فکر نمی کرد
یادت باشه سالها هیچ کاری نمی کری تا همیشه آزاد و در دسترسش باشی و از این کار لذت می بردی و بهش افتخار می کردی ولی شاید اشتباه بود
یادت باشه فرهنگتون سوادتون خانوادتون ارزش هاتون و خیلی چیزای دیگتون خیلی با هم فرق داشت اما از بس دوستش داشتی حاضر بودی بیخیال هر چیزی برای رسیدن بهش بشی
یادت باشه این اواخر گاهی از دستش خسته می شدی و دوست داشتی هر از گاهی یکم تنها باشی
یادت باشه اونجوری که اون میخاست پولدار نبودی
خوش هیکل نبودی
خوشکل نبودی
بختیاری نبودی
چهار مرداد 1389 شروعش بود
یادت باشه زندگی سختی داشت و خیلی توی سختی ها کنارش بودی
یادت باشه شاید بیشتری سهم تو از زندگیش غر زدنا و درد دل کردنا و غمگین بودناش بود هرچند بیشتر زندگیش همین بود
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مهر ۱۳۹۵ساعت 19:17  توسط پشت کنکوری |
خداروشکرامسال تابستون رو به سختی گذروندم...ما را در سایت خداروشکرامسال تابستون رو به سختی گذروندم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 167